تبليغاتX
تو کی هستی که تمام آرزوم تویی...
منتهی الیـــــــه آرزویم ...

هو الحق

 

غروب در نفس گرم جاده خواهم‌رفت‌
پیاده آمده‌بودم‌، پیاده خواهم‌رفت‌
طلسم غربتم امشب شکسته خواهد‌شد
و سفره‌ای که تهی بود، بسته خواهد‌شد
و در حوالی شب‌های عید، همسایه‌!
صدای گریه نخواهی شنید، همسایه‌!
همان غریبه که قلک نداشت‌، خواهدرفت‌
و کودکی که عروسک نداشت‌، خواهدرفت‌

***
منم تمام افق را به رنج گردیده
منم که هر که مرا دیده‌، در گذر دیده‌
منم که نانی اگر داشتم‌، از آجر بود
و سفره‌ام ـ که نبود ـ از گرسنگی پر بود
به هرچه آینه‌، تصویری از شکست منست‌
به سنگ‌سنگ بناها، نشان دست منست‌
اگر به لطف و اگر قهر، می‌شناسندم‌
تمام مردم این شهر، می‌شناسندم‌
من ایستادم‌، اگر پشت آسمان خم شد
نماز خواندم‌، اگر دهر ابن‌ملجم شد

***
طلسم غربتم امشب شکسته خواهدشد
و سفره‌ام که تهی بود، بسته خواهدشد
غروب در نفس گرم جاده خواهم‌رفت‌
پیاده آمده‌بودم‌، پیاده خواهم‌رفت‌

***
چگونه بازنگردم‌، که سنگرم آنجاست‌
چگونه‌؟ آه‌، مزار برادرم آنجاست‌
چگونه بازنگردم که مسجد و محراب‌
و تیغ‌ منتظر بوسه بر سرم آنجاست‌
اقامه بود و اذان بود آن‌چه اینجا بود
قیام‌بستن و الله‌اکبرم آنجاست‌
شکسته‌بالی‌ام اینجا شکست طاقت نیست‌
کرانه‌ای که در آن خوب می‌پرم‌، آنجاست‌
مگیر خرده که یک پا و یک عصا دارم‌
مگیر خرده‌، که آن پای دیگرم آنجاست‌

***
شکسته می‌گذرم امشب از کنار شما
و شرمسارم از الطاف بی‌شمار شما
من از سکوت شب سردتان خبر دارم‌
شهید داده‌ام‌، از دردتان خبر دارم‌
تو هم به‌سان من از یک ستاره سر دیدی‌
پدر ندیدی و خاکستر پدر دیدی‌
تویی که کوچه‌ی غربت سپرده‌ای با من‌
و نعش سوخته بر شانه برده‌ای با من‌
تو زخم دیدی اگر تازیانه من خوردم‌
تو سنگ خوردی اگر آب و دانه من خوردم‌

***
اگرچه مزرع ما دانه‌های جو هم داشت‌
و چند بوته‌ی مستوجب درو هم داشت‌
اگرچه تلخ شد آرامش همیشه‌ی‌تان
اگرچه کودک من سنگ زد به شیشه‌ی‌تان‌
اگرچه سیبی از این شاخه ناگهان گم شد
و مایه‌ی نگرانی برای مردم شد
اگرچه متّهم جرم مستند بودم‌
اگرچه لایق سنگینی لحد بودم‌
دم سفر مپسندید ناامید مرا
ولو دروغ‌، عزیزان‌! بحل کنید مرا
تمام آن‌چه ندارم‌، نهاده خواهم‌رفت‌
پیاده آمده‌بودم‌، پیاده خواهم‌رفت‌
به این امام قسم‌، چیز دیگری نبرم‌
به‌جز غبار حرم‌، چیز دیگری نبرم‌
خدا زیاد کند اجر دین و دنیاتان‌
و مستجاب شود باقی دعاهاتان‌
همیشه قلک فرزندهایتان پر باد
و نان دشمنتان ـ هر که هست ـ آجر باد

 

سلام عزیزانم . من بابت تمام تاخیر و نیومدن هام از همتون عذر میخوام . خیلی مشکل داشتم . هم روحی و هم جسمی داغون بودم . ولی همه رو جبران میکنم . به تک تکتون سر میزنم و همه محبت هاتونو جبران میکنم .

این شعر بالایی نمیدونم از کیه . خواهرم از اینترنت پیداش کرده . ولی خیلی قشنگه . هر کس هر برداشتی از این شعر داشت خواهشا واسم کامنت بذاره . وصف الحال منه از شدت غم و تنهایی . منتظر نظرات سبزتون هستم .

 

بهونه این وبلاگ :

 

هممون به خوبی از جریانات اخیر خبر داریم . آدم خیلی آتیش میگیره از این وضعیت . من مریض شدم به

 

 خدا !

 

من نمیدونم توی مملکتی که ادعای شیعه علی بودن رو داره ، چرا اینقدر یه شیعه واقعی مولا رو اذیت

 

 میکنن ؟! مگه چکار کرده ؟؟؟!!!

 

من وقتی مطالب هادی قندی رو در مورد انصراف فرزاد از فیلم خوندم و دیدم که مادر مهربان فرزاد نازنین

 

 هم از این وضع داغونه و ناراحت ، خیلی حالم بد شد و کلی گریه کردم .

 

هر آدم از خدا بی خبری که این کارها رو کرده که دل مادر نازنینش رو هم شکسته که امیدوارم خدا باعث

 

و بانی هاشو لعنت

 

کنه و عذابشونو زیاد .

 

یه بنده خدایی پیشنهاد داد از طریق سایت ایمان هنر اعلام اعتصاب کنیم و بریم تظاهرات به راه بندازیم .

 

من نمیدونم چقدر خوب باشه ، ولی هر کس موافقه بگه تا من با هادی قندی تماس بگیرم .

 

بچه های عزیز باور کنید سکوت های ما در مورد

 

کوله پشتی الان کار رو به اینجا رسونده که مجلات مسخره برای اینکه زیراب همدیگه رو بزنن ، اینطوری

 

هر کدوم یه حرفی رو میزنن .

 

یکی میگه به فرزاد اجازه بازی داده نشد و یکی دیگه دو روز بعدش میاد میگه فرزاد هم اجازه بازی داره و

 

هم اجرا . واقعا مسخره است . آدم نمیدونه کدوم یکی رو باور کنه ! این وری رو یا اون وری رو ؟!

 

 

 

غمــــــــ من :

 

 

من خیلی خیلی داغونم . اونم از وقتیکه تنها سنگ صبورم - یعنی برادر عزیزم - رفته و منو با اینهمه غم

 

و تنهایی پیش اونایی که تک تکشون به خون فرزاد تشنه و منتظر ( زبونم لال ) مرگش هستن ، تنها

 

گذاشته . شماها نمیدونید من چی میکشم از این وضعیت ؟! فقط خدا خواسته که دووم بیارم . یکیشون

 

رابراه به فرزاد فحش میده و منو مسخره و دعوا میکنه که میگم فرزاد مذهبیه . باورش نمیشه فرزاد از

 

امثال ما مسلمون تره که لا اقل پشت سر کسی بهش و بد و بیراه نمیگه . کاری که متاسفانه خیلی از

 

ما مثل آب خوردن انجامش میدیم با یه مشت ریش و چادر و .... ! ولی فرزاد چون شاید ظاهرش چندان

 

 سازگار با مذهب مزخرف ریش و پشمی بعضی ها نیست ، پس به عقیده اونها مسلمونم نیست !

 

دلیلشون واقعا مسخره است . چون ملاک قضاوتشون در مورد

 

خوبی و بدی افراد فقط و فقط ظاهرشونه و نه اعمال و رفتار خداییشون .

 

شماها بگید من توی این وضعیت چکار

 

کنم ؟! آیا حق ندارم که با این وضعیت مریض بشم ؟! من حتی برنامه های رادیوییشو ضبط میکنم و فقط

 

موقع خواب که کسی نفهمه میتونم گوش بدم . دیگه بدبختی تا این حد .... !

 

اینا خبر از تاثیرات فراوون فرزاد روی جوونا ندارن و البته نمیخوانم داشته باشن .

 

من دارم خول میشم به خدا . مریض شدم توی این شرایط . تو رو خدا واسم خیلی دعا کنید . خیلی

 

زیاد !

  

 

عزیزانم ! عکس ها رو میتونید در ادامه مطلب ببینید .


ادامه مطلب
نوشته شده توسط زینب معماری ، فقط عاشق فرزاد حسنی در سه شنبه بیست و سوم بهمن 1386 ساعت 14:11 | لینک ثابت |